انواع گیاهان پارازیت:

دو نوع عمده گیاهان پارازیت وجود دارد : پارازیتهای ساقه و ریشه. پارازیت های ساقه که خانواده های مختلفی دارند، و اعضاء پاتوژنی آنها شامل دارواش و سِس (Cuscuta) می باشد. پارازیتهای ریشه رایج تر هستند . در پروههای تاکسونومی مختلفی یافت میشوند. برخی از آنها که  از نظر اقتصادی بسیار اهمیت دارند و پارازیت ریشه هستند از خانواده Orobanchaceae هستند. پیاهان پارازیت ممکن است تحت عناوین هولو پارازیت، همی پارازیت، پارازیتهای اجباری یا پارازیتهای احتیاری (شکل 3) طبقه بندی شوند. پارایتهای اختیاری دارای کلروفیل هستند و می توانند تا هنگام بلوغ بدون میزبان رشد کنند. پارازیتهای اجباری، از طرف دیگر ، برای بلوغ یا رشد نیاز به یک میزبان دارند. همی پارازیت ها می توانند در هنکام بلوغ دارای کلروفیل باشند (که در این صورت فیکوپارازیت نامیده می شوند) و آب و مواد غذایی محلول در آن را با اتصال به آوند چوبی میزبان از طریق هوستوریوم haustorium بدست آورند. هواو پارازیت ها کلروفیل ندارند (پس غیر فتوسنتزی هستند) و باید کلا نیازمند به محتویات آوند چوبی و آبکش میزبان باشند. همه هولوگارازیته ها پارازیت های اجباری هستند. اگر چه این تعاریف دال بر طبقه بندی ها ی مطلق و مجزای، اما برخی پیاهان پاراریتی واسطه میان حالت همی  و هولو هستند مثل سِس. Cuscuta)).

 الگوها ی مورفولوژیکی:

در برخی پارازیته های ساقه، مثل Cassytha (شکل 4) و Cuscuta یا سس (شکل 5) ، بخش رویشی به ندرت شامل ساقه و برگهای قطعه ای می باشند. در عوض، بسیاری از همی پارازیتهای فتوسنتزی ریشه ممکن است تویط بیننده بع عنوان پارازیت شناخته نشوند چرا که به رنگ سبز هستند و برگهای کاملا شکل یافته ای دارند.با افزایش درجه پارازیتی (یعنی تکامل از همی پارازیتیسم به هولو پارازیتسم)، تعییرات ......در مورفولوژی گیاه پارازیت رخ می دهد. عموماً ، هولو پارازیتها تمایل به از دست دادن یا تحلیل برگها و قطعه ای شدن دارند ( یا اینکه برگها در Hydnoraceae غایب است)؛ ساقه های گوشتی؛ و هوستوریوم اولیه (ناشی شده از ریشه چه جوانه) . بهترین مثال از مراحل تکاملی از همی به هولو پارازیتیسم را میتوان در میان نمایندگان مختلف خانواده Orobanchaceae  مشاهده نمود.

در راسته چوب صندلیان (Santalales) هولوپارازیت حقیقی وجود ندارد. یک خانواده به نام Olacaceae شامب درختان و بوته های است که اتوتروف هستند (فاقد هوستوریوم هستند پس غیر پارازیت هستند) اما دیگر اعضای این خانواده همی پارازیت های ریشه هستند. دیگر خانواده ابن راسته Loranthaceae نام دارد که شامل اکثر پارازیتهای ساقه می باشند که عموما به عنوان دارواش شناخته می شوند. کلمه انگلوساکسون Mistletan مشتق شده از کلمه فدیمی آلمانی Mist به معنی کود و کلمه tan به معنی شاخه کوچک یا ترکه می باشد (Calder  و Bernhardt 1983). این نام گذاری نام گذاری مناسبی هست چرا که پرندگان دانه های دارواش را از طریق مدفوعشان بر روی شاخه های درخت می گذارند. گیاهان بالغ دارواش کوتوله (Arceuthobium) (شکل 6) کربن بسیار کمی را تثبیت می کنند و شدیداً برای تهیه کربوهیدارتها به میزبانشان وابسته اند. علی رغم این موضوع نهالهای انها فتوسنتز می کنند و لذا این گیاهان را نمی توان به جز هولوپارازیت به حساب آورد. اکثر دارواشها بوته های چوبی هستند، اغلب بوته ها و برگهای ترد و شکننده دارند. با این وجود، سه جنس از خانواده Loranthaceae در واقع پارازیت ریشه هستند و در بین دیگر اعضای این خانواده ایتدایی تر هستند.

دامنه شرایط جنسی گل (یعنی دو جنسی بودن و تک جنسی بودن) در گیاهان پارازیت متنوع است. شایان توجه است که حالت دو پایه ای (نر جدا و ماده هم جدا) در بین گیاهان پارازیت (پارازیت ها و میکوتروفها) نسبت به گیاهان اتوتروف شایع تر است.از 959 جنس گیاه دو پایه ، حداقل 43 جنس (4%) هتروتروف هستند. به این موضوع باید بیشتر پرداخته شود.

توسعه تکاملی پارازیتیسم

بحث در باره یکی ار اعضای معروف خانواده Loranthaceae ( در اینجا Loranth) را با گلدهی انها ادامه میدهیم. پرندگان گونه های گیاهی گل بزرگ دنیای جدید و قدیم را گرده افشانی می کنند در حالی که حشرات ناقلین گرده افشانی گونه های گل کوچک هستند. برخی دارواشها گلهای دو جنسی دارند، در حالی که دیگر اعضا دو پایه یا تک پایه با گلهای تک جنسی هستند. خانواده Loranthaceae در بین انژیوسپرم ها از لحاظ داشتن کیسه جنین فعال که در خارج از تخمک درون تخمدان و حتی در برخی گونه ها درون استایل رشد میکند بی نظیر هستند. بعد  از باروری، جنین و دانه شروع به رشد در درون تخمدان تحتانی می کند. میوه (شکل 39) که به تک دانه توت مانند است (یا بصورت شفت اما بدون اندوکارپ سنگی) و دانه محبوس (شکل 40) تو سط یک ماده چسبناک احاطه شده است. ماده چسبناک مذکور مرکب از لایه های سلولزی احاطه شده توسط مواد ژلاتینی موسیلاژینی است که دانه را به گیاهان میزبان بعد از رهاسازی متصل می سازد. بر خلاف خانواده Orbanchaceae  دانه های دارواش نیاز به محرک جوانه زنی میزبان دارد و بطور ناگهانی جوانه می زند؛ با این وجود، اتصال یا برقراری ارتباط تنها در میزبانهای زنده اتفاق می افتد. جوانه یا نهال منفرد که از اندوسپرم فتوستنزی فتوتروف منفی می باشد و لذا به سوی سطح تاریک رشد می کند (اغلب شاخه میزبان) (شکل 41). اولین ساختار اتصالی که شکل می گیرد قلاب یا چنگک نامیده می شود(شکل 42)، و کوتیلدون یا در اندوسپرم به عنوان ساختار جذب کننده (مثل Loranthus) باقی می ماند یا بیرون آمده و گسترش می یابد (مثل Psittacanthus) (شکل 43). هوستوریم از قلاب شکل می گیرد و در نهایت به آوند چوبی میزبان متصل می شود. اولین اندامهای هوایی دارواش از اپی کوتیل شکل می گیرد و در برخی گونه ها ریشه های اپی کورتیال (شکل 44) از هوستوریوم نشات گرفته و به سوی شاخه های میزبان گسترش می یابند. این ریشه ها هوستوریوم های جدید را شکل می دهند و امکان رشد و پراکنش جانبی را در شاخه های میزبان می دهند (شکل 45). هنگامی که هوستوریوم دارواش با کامبیوم میزبان تماس می یابد، هوستوریوم دارواش تشکیل چوب اضافی را القا می کند که به صورت ستون های شیارداری توسعه می یابد و در نهایت صفحه نهنج مانند را شکل می دهند.این ساختار رزچوبی (شکل 46( نامیده می شود. وقتی که بافت هوستوریم های دارواش (عمدتا مرکب از پارانشیم) خشک می شود رز چوبی باقی می ماند و اغلب برای اجسام هنری تزیینی استفاده می شود (شکل 47).

+ نوشته شده توسط حسینعلی ناروٍیی خندان در شنبه سیزدهم مهر 1387 و ساعت 4:59 قبل از ظهر |